افسردگی درکودکان                                                

                                              

 

افسردگی در حرفهای عامیانه برای توصیف یک حالت احساسیست .این حالت یک واکنش رفتاریست .افسردگی معمولا به صورت غمگینی شناخته میشود. افسردگی یک بیماریست، که علل آن میتواند:ژنتیکی ،روانشناختی،زیستی یامحیطی باشد.کودکانی که دچارافسردگی میشوند، فرد، محیط یاچیزی که دوست داشتند را،ازدست میدهند گاهی رفتار والدین واطرافیان کودک ،ازنوع تحقیرآمیز،مقایسه کننده وآزاردهنده است که این امربه ظاهرساده ،باعث بروزافسردگی درکودکان میشود.اکثرکودکان افسرده، دوست ندارند درمورد ناراحتی خود با پدرومادر خود حرف بزنند،برای همین والدین باید مراقب نشانه های افسردگی درکودکان باشند .                    

ادامه نوشته

خدا و انسان   

                                                            ما نمیتوانیم در مورد خداوند تعریف کامل و جامعی داشته باشیم اما  میتوانیم بفهمیم که خداوند در چه چهارچوبی با انسان ارتباط دارد . انسانها هرگز دنبال این نیستند که نقش خدا را در زندگی خود پیدا کنند  اگر این کار را انجام میدادند خیلی سبک و راحت تر زندگی میکردند  اما افسوس  که  ما بیشتر اوقات مسئولیت  را به گردن خدا می اندازیم  و به جای اینکه برای رفع مشکلات خود تلاش کنیم و راهی بیابیم   مدام  از خدا میخواهیم و نذر ودعا میکنیم  و هنگامی که به نتیجه ی دلخواه نمیرسیم به خدا و زمین و زمان  ناسزا میگوئیم .خداوند چیست یا کیست؟ 

ادامه نوشته

شفای زندگی                       

                                                          هرگونه درباره ی خود بیندیشیم به واقعیت درمی آید .انسان 100درصد مسئول تمام جیزهایی ست که در زندگیش پیش می آید،هر اندیشه ای که از ذهن ما میگذرد آینده ی ما را می آفریند.هراعتقادی که درباره ی خود یا زندگی خود داشته باشیم برای مان به واقعیت تبدیل میشود  کائنات ،کاملا ما را در هر اندیشه ای که برمی گزینیم وبه آن  معتقد باشیم حمایت می کند به عبارت دیگر ذهن نیمه هوشیار ماهراعتقادی را که انتخاب کنیم می پذیرد.اگر بخواهیم فکرکنیم زندگی یعنی تنهایی وهیچ کس ما را دوست ندارد آن گاه  است که همان را در دنیا می یابیم اما هرگاه مشتاقانه  چیزی را بخواهیم  و مرتب به خود بگوئیم،عشق ومحبت همه جا هست   

ادامه نوشته

نشریات

نوشتار سی دی نشریات                                

استاد امین در این سی دی عنوان کردند: چند وقت پیش خیلی کلافه بودم، یکی از سی دی ها را برداشتم و سی دی ای بود که خودم صحبت کرده بودم، بعد از نیم ساعت که گذشت دیدم حالم به طرز خیلی جالبی خوب شد و اصلا باورم نمی شد.


 
ادامه نوشته

رهایی های سیگار

1- آقای غلام،  رهجوی آقای میثم، مصرف: سیگار( نیکوتین) یک پاکت در روز، طول درمان (سفر اول) 10 ماه، داروی درمان: آدامس نیکو لایف.

    

 
 
این رهایی ارزشمند را به آقای غلام و راهنمای عزیزمان خانم معصومه تبریک میگوییم...
 
از طرف کلیه بچه های لژیون...

دلنوشته

برای  تو می نویسم همسفر ، با هر نام و نشانی ،برای تویی که در ظلمت تاریکی اعتیاد  گم شده بودی، بیاد داری آنقدر گم ،گم ،که دیگر حتی خود ،خودرا نمی دیدی ،وجودت همه رنج بود . ترس و اضطراب   امانت را بریده بود  ، مثل مرغان پرو بال شکسته ، افتان و خیزان  ، در جستجوی راهی بودی.در اوج ناامیدی با عنایت خالق هستی ، راه بر تو نمایان شد.  یادت هست اولین باری که واژه همسفر را شنیدی ؟ همسفر  ؟ یعنی چه ؟ قشنگ بود مگه نه ؟! شاید آن روزها فقط واژه بود ولی حالا ؟؟ تو خود تعریف واژه همسفری ! همسفر شد هویت تازه تو ، تو برای شناخت آن آموختی ، آموزشی شیرین همراه با عشق ، از آنچه آموختی ،توشه برداشتی و بدان عمل کردی  ،  تا شایسته شوی ، مکان امن ، نقاب ها از چهره برداشته ، همه همدرد و همراز ،حس امنیت ،دریافت محبت و.......... به تو مژده و نوید  داد  این جاست همان جایی که بدنبالش بودم ، خدایا شکر .

برای تو می نویسم ، که سفر را با مسافرت آغاز کردی  ، از سختیها نهراسیدی ، تو که روزی همسفر او در تاریکی ها بودی ، از (نور ) شنیدی  . (حیات دوباره ) ،قد خمیده خود را راست کردی  ،با گوش جان شنیدی ،صورت مسئله اعتیاد ، محبت بلاعوض ،  عشق بلا شرط ، پیمان الست ، و.......... آرام شدی . در آرامش متوجه شدی ، تو قراره بال پرواز باشی ، بال پرواز بودن شوخی نیست  ، باید بیاموزی ، وای ، که چقدر محکم و استوار  ایستادی . از شوق پیدا کردن راه  به شور زندگی رسیدی ،با اولین تغییر در مسافرت  برای رسیدن به بند عشق ( قدرت مطلق )، روز شماری کردی .

برای تو می نویسم ، که شاید در باورت نبود  ،روز رهایی از بند اهریمن مواد را ببینی ، وادی امن درمان  را ببینی ، باورت می شد ؟؟  که به اندازه همه عمری که از تو گذشته  آموزش ببینی و کوله بارت راپر کنی از امید ،مهر ،ایمان ،عشق ،.     آگاهی و دانایی  هیچ به درمان کنگره اندیشده ای ، مسافر و همسفر ،در کنار هم آموزش می بینند ، غیر از این چه اتفاقی می افتاد ؟ اگر تو نبودی و فقط مسافرت به درمان می رسید و تو در دنیای گذشته خود می ماندی ، نه ، شرط انصاف نبود. درمان کامل نبود .  کنگره بتو   آموزش داد تو حق زندگی داری ، از تواناییهای انسان  گفت  ، بتو آموخت چگونه  تغییر کنی تا بتوانی ، مادر خوب ، همسر  شایسته ، خواهر و پدر ...... شوی . پس بیا سپاسگزار الله و استادانمان باشیم.

برای تو می نویسم ،که انگار  (همسفر) هویت تازه تو ، پاداشی از الله  بوده و هست ، تویی که صبورانه ماندی و قدم در راهی نهادی که خیر ابدی برایت دارد .

همسفر ، امروز روز تولد توست ،روز جشن  حیاتی دوباره ، بلند شو ،  وضو کن ، وضوی عشق به الله ،لباس سپید خود را ،بر تن کن  ، سجده شکر به درگاه او  ،قادر مطلق ،بجای آر. تصور کن  همه در کنار هم ، سپید پوشان ،آزاد شده از آتش ویرانگر ، دست در دست هم ،  بر بلندای قله رهایی، دعا کنیم برای تمام همسفران که در راهند.و با صوت بلند فریاد سر دهیم .....

دریا و آسمان و دشت پوشیده از رقصنده های آسمانی  و روح نا آرام ما خواستار رهایی
نه از خلاصی ، بلکه دیدار معشوق!
خداوندا تنها ترا می ستاییم و تنها ترا می پرستیم !
برای انجام این عمل عظیم  شکر ..شکر ... شکر ...

 نویسنده : همسفر جلالی