جلسات خانمهای همسفر
به نام خدا
ششمین جلسه از دوره چهل و هفتم سری کارگاههای آموزشی ویژه همسفران کنگره ۶۰ با استادی خانم سمن ٬ نگهبانی خانم زهره و دبیری خانم ندا با دستور جلسه (وظایف رهجو) در تاریخ 1391/11/10 رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
در کنگره ۵۲ دستور جلسه داریم و معتقد هستیم که در هر یک از این دستور جلسات ، آموزشی برای مسافرین ما وجود دارد. دستور جلسه امروز در مورد وظایف رهجو می باشد.
رهجو کیست ؟ در کنگره رهجو یعنی جوینده راه. یعنی یافتن باید ها و نبایدها. پس از ورود به کنگره و انجام مشاوره ٬ یک کمک راهنما انتخاب می کنیم. دلایل اصلی انتخاب فردی به عنوان کمک راهنما به صور پنهان ما بستگی دارد. آقای مهندس می فرمایند: ما در کنگره خویشاوند هستیم. در لژیون می نشینیم و به صحبتهای کمک راهنما گوش جان می سپاریم. کمک راهنمایی که خود پیش از این در ارتباط با مسائل و مشکلات اعتیاد بوده و مسیر سخت و سهل درمان را طی نموده است و حال آغوش خود را برای پذیرش رهجو باز نگاه می دارد.
شاید رهجو چند جلسه ای را به نق زدن و بی حوصلگی سپری کند اما پس از آن کمک راهنما از وی می خواهد تا خواستار رهایی باشد. هر حرکتی را که می خواهیم در دنیای بیرون انجام دهیم باید در ذهن خود ترسیم نماییم. رهجو باید ساختار رهایی را در ذهن خویش به وجود آورد و همیشه آن را مرور نماید. روزی را در ذهن خویش ترسیم کنیم که از آقای مهندس دژاکام گل رهایی را دریافت می کنیم.
اجرای ترسیمهای ذهن سخت است اما باید آنقدر به این ترسیمها عشق داشته باشی تا به هدف خود که رهایی است برسی. مو ضوع جالبی که در کنگره توجه مرا به خود جلب کرد حضور کمک راهنمایان در جلسات و نوشتن سخنان استاد می باشد. شاید این سخنان را به دفعات شنیده و به ذهن خویش سپرده باشند اما باز هم علاقه مند به یاد گیری هستند. یعنی هنوز آموزش پذیر می باشند.
آموزشهای کنگره به روز می باشد. پس اگر حتی یک جلسه را غیبت نماییم از این آموزشها دور خواهیم شد. شاید تصور کنید که کمک راهنمایان محترم این آموزشها را صرفا برای خود فرا می گیرند اما چنین نیست.
کمک راهنمایان مانند پل ارتباطی میان آموزشهای کنگره و رهجو می باشند. آموزشها را فرا می گیرند و در اختیار رهجو قرار می دهند. اگر معتقد هستیم که کمک راهنما می خواهد مسیر زندگی ما را تغییر دهد باید خود را مدیون کمک راهنما بدانیم. یعنی آموزشها را جامع و کامل دریافت کرده و آنها را در زندگی خویش به کار بریم.
وقتی در لژیون هستیم به فکر تجسس در امور هم لژیونی خود نباشیم. خود را با رهجوی دیگری مقایسه نکنیم. ما نباید خود را آنقدر بالا تصور کنیم که دیگران را نبینیم و یا به قدری مرتبه خود را پایین بیاوریم که مورد تمسخر دیگران قرار بگیریم. مقایسه خود با دیگران نتیجه ای جز آشفتگی درونی برای ما نخواهد داشت.
شاید زمانی جایز باشد که در لژیون سکوت اختیار کنیم و نیاز درون خود را در سخنان هم لژیونی خود پیدا کنیم. باید بدانیم که کمک راهنما فقط متعلق به ما نیست. اگر دوست داریم در کنگره فرمانده خوبی باشیم باید فرمانبرداری را از همان لژیون آغاز کرده و یاد بگیریم.
اگر نمی خواهیم فرماندهی شویم حداقل باید فرمانبرداری را برای حل مشکلات خود یاد بگیریم. زمانی می رسد که بخواهیم در جایگاه کمک راهنمایی قرار بگیریم و حتما این جایگاه را تجربه خواهیم کرد اما باز هم یک رهجو هستیم چون کمک راهنمای محترم زمان بیشتری را در کنگره سپری نموده و آموزشهای بیشتری را دریافت نموده است.
شاید در بیرون از کنگره این آموزشها را دیده باشیم اما به اندازه کنگره در ما تأثیر گذار نبوده است چون در کنگره صمیمیت وجود دارد .
رهجو نباید بیش از حد وارد حریم شخصی کمک راهنما شود. مرز بین کمک راهنما و رهجو ٬ عشق و محبت است. پس همیشه باید حرمت این مرز را نگه داریم.
در کنگره ما وارد بازی بزرگتری در زندگی خویش شده ایم. اگر بخواهیم که تماشاگر نبوده و بازیگر باشیم باید قوانین آن را یاد بگیریم چون می خواهیم که از بازی لذت ببریم. بازی کردن در کنگره یعنی رعایت اصول و قوانین ٬ حرمتها و .... . امیدوارم که بتوانیم رهجوی قابلی برای خود و کنگره که این آرامش را به ما هدیه داده است باشیم. محبت اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم دل می خواهد.
برچسبها: رهجو, درمان اعتیاد, کنگره 60, مواد مخدر
زندگی دفتری از خاطرهاست ... یک نفر در دل شب ، یک نفر در دل خاک ... یک نفر همدم خوشبختی هاست ، یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد... ما همه همسفریم ...